حکایت درخت

حکایت درخت
خواب دیدم ما را بریدند
و به کار خانه چوب بری بردند
آنکه عاشق بود پنجره شد
آنکه بی رحم، چوبه ی دار
از من اما
دری ساختند برای گذشتن...
دیدگاه ها (۸)

وقتے که قــــــــــــــهرے !مواظب حـــــــرف هایت باش !بعضے ...

+ : گل یا پوچ ...؟- : میترسم + : نترس عشقم ، گل شد بمون ؛پو...

تنها کسی که قلبت را نخواهد شکست همان کسی است که آن را ساخته ...

آرامش محض در کنج دنج خانه‌تان...تلفیقی بی‌نظیر از استواری، ز...

«پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ پنجره‌های این خانه رو به تاریکی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط