سلام

بعد صد سال اومدم پارت بدم
پارت ۳
ویو:: نویسنده
کت نپ یهو آری رو گرفت تا نیفته رو زمین
کت نپ آری رو کشوند رو زمین و گذاشتش رو تخت
کت نپ چند ثانیه به آری نگاه کرد
کت نپ آروم با خودش:چه نازه
و بعد رفت بیرون و به بچه ها گفت :بیا ین بازی کنیم
همه قبول کردن و باهم بازی کنند و شروع کردن به برداشتن توپ همه باهم بازی میکردن تا وقتی که آری بیدار شد
اومد بیرون و آروم پشت بوته ها خودش رو پنهان کرد
همه ادامه دادن تا وقتی که داگ دی بیوفته
داگ دی متوجه پاهای آری شد
داگ دی:اونجا چیکار میکنی؟
آری اومد بیرون و با لبخند: نگاه میکردم
کرفتی:بیا با ما بازی کن
یهو هاپی جیغ زد و دست کرفتی کورن و بابی(همون خرسه اسمش رو درست نوشتم؟)
و فرار می‌کنه و بقیه هم همینطور و آری هم دنبالشون می‌ره وقتی میرسن به خونه میرم تو در و قفل میکنند
آری:چی شده؟
کرفتی:بیرون رو نگاه کن
وقتی آری بیرون رو نگاه کرد کمی ترسید
و یادش اومد تنها کسی که اونجا نیست کت نپ بود
آری به کسی که بیرون بود نگاه کرد و به کرفتی گفت
آرام:کرفتی کورن اون..........
=ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ=
تمام ببخشید اگه بعد شد
دیدگاه ها (۱۲)

وقتی حسودی می‌کرد …

ادامه پارت ۲تهیونگ به کفِ سنگیِ خونه نگاه کرد. اون واقعاً به...

part 8?جیمین ویو:خیلی خوابم میومد و دلم میخواست بخوابم اما ت...

پارت ۸: جنگِ جهانیِ خوابگاه!هنوز چمدونم رو زمین نذاشته بودم ...

بهار بدون تو

پارت ۵ 🖤با جینا سوار ماشین شدیم. تهیونگ جلو نشست و من تمام م...

سناریو توکیو ریونجرز

ببخشید دیر شد قول میدم فعلا فقط پارت بدم💗دردسر های سه روزه (...

{عشق بی پایان}پارت:۲اون...اونهمون پسریه که تو کتاب بود؟؟؟پشم...

کپشن مهمههه🎀🐥عروسک من😈🔞پارت یازدهم "نیکولای"تو اتاق عروسکم ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط