"در این شهرِ غریب، شبهایم با رؤیاها روشن میشود. او آمد،
"در این شهرِ غریب، شبهایم با رؤیاها روشن میشود. او آمد، نوری در تاریکی، و عشقش قلبِ مرا تسخیر کرد. اما این عشق، مانندِ شبهای سفید، زودگذر بود. او رفت، و من ماندم با خاطرهای شیرین و تلخ." - شب های روشن