محو زیبایی او
محو زیبایی او
پارت ۲۴
ویو ته
توی عمارت بودم و جونگ کوک کنارم نشسته بود
جونگ کوک : ته ....ته .....( با تعجب ) رزا داره خودکشی میکنه
_ چی ؟
بدترین اتفاق عمرم
گلم داشت پر پر میشد
به سمت ساختمانی حرکت کردم
ممکن بود چندین نفر رو تو راه بکشم
رزا ....پیداش کردم ....بالای ساختمان بود روی پشت بوم خانوادش پایین گریه زاری و التماس میکردن . با سرعت از پله ها بالا رفتم به پشت بوم رسیدم
_ عسلم...منم ....لطفا اروم بیا پایین
جونگ کوک پایین ساختمون ایستاده بود
امداد های نجات رسیدن
+ چرا باید بیام پایین ؟ کل دنیا دلشون میخواد من بمیرم با نبودن من زندگی بهتری خواهند داشت
_ ولی اگه تو نباشی دنیا برای من سیاه میشه
+ دروغ میگی
_ خانوادت ، دوستات ، من بهت نیاز داریم
+ چه خنده دار
نیشخنده ای زد
+ خود خانوادم بهم گفتن بمیرم
_ ولی اون پایین دارن التماس میکنن
+ اون فقط برای اینکه ابروشون بره
به لبه پشت بوم رفتم و کنار رزا ایستادم
_ رزا من عاشقتم ، نمیتونم بدون تو ، تو این دنیا دوووم بیارم ، پس با هم میمیریم
+ برگرد تهیونگ ، تو دوستات رو داری اونا میخوان تورو
_ تو هم منو داری بدون تو هیچ جایی نمیرم
+ برگرد ( فریاد)
_ چیکار کنم که از این درد رها شی ؟
+ بزار بمیرم اون هم تنها
_ رزا من هیچ وقت تورو تنها نمیزارم
رزا میله ها رو رها کرد و داشت میوفتاد پایین
دستش رو گرفتم یه دستم در دست رزا بود و دیگری روی میله
+ منو ول کن وگرنه تو هم میوفتی
دیگه نمیتونم نگش دارم
_ با هم میمیریم
میله رو ول کردم و در حالی که رزا رو در اغوش گرفتم با هم به پایین ساختمون پرت شدیم
حمایت کنید تا پارت بعدی رو بزارم 🎀
❤️حمایت بشه ❤️
❤️گزارش نشه ❤️
پارت ۲۴
ویو ته
توی عمارت بودم و جونگ کوک کنارم نشسته بود
جونگ کوک : ته ....ته .....( با تعجب ) رزا داره خودکشی میکنه
_ چی ؟
بدترین اتفاق عمرم
گلم داشت پر پر میشد
به سمت ساختمانی حرکت کردم
ممکن بود چندین نفر رو تو راه بکشم
رزا ....پیداش کردم ....بالای ساختمان بود روی پشت بوم خانوادش پایین گریه زاری و التماس میکردن . با سرعت از پله ها بالا رفتم به پشت بوم رسیدم
_ عسلم...منم ....لطفا اروم بیا پایین
جونگ کوک پایین ساختمون ایستاده بود
امداد های نجات رسیدن
+ چرا باید بیام پایین ؟ کل دنیا دلشون میخواد من بمیرم با نبودن من زندگی بهتری خواهند داشت
_ ولی اگه تو نباشی دنیا برای من سیاه میشه
+ دروغ میگی
_ خانوادت ، دوستات ، من بهت نیاز داریم
+ چه خنده دار
نیشخنده ای زد
+ خود خانوادم بهم گفتن بمیرم
_ ولی اون پایین دارن التماس میکنن
+ اون فقط برای اینکه ابروشون بره
به لبه پشت بوم رفتم و کنار رزا ایستادم
_ رزا من عاشقتم ، نمیتونم بدون تو ، تو این دنیا دوووم بیارم ، پس با هم میمیریم
+ برگرد تهیونگ ، تو دوستات رو داری اونا میخوان تورو
_ تو هم منو داری بدون تو هیچ جایی نمیرم
+ برگرد ( فریاد)
_ چیکار کنم که از این درد رها شی ؟
+ بزار بمیرم اون هم تنها
_ رزا من هیچ وقت تورو تنها نمیزارم
رزا میله ها رو رها کرد و داشت میوفتاد پایین
دستش رو گرفتم یه دستم در دست رزا بود و دیگری روی میله
+ منو ول کن وگرنه تو هم میوفتی
دیگه نمیتونم نگش دارم
_ با هم میمیریم
میله رو ول کردم و در حالی که رزا رو در اغوش گرفتم با هم به پایین ساختمون پرت شدیم
حمایت کنید تا پارت بعدی رو بزارم 🎀
❤️حمایت بشه ❤️
❤️گزارش نشه ❤️
- ۵۴۸
- ۲۵ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط