به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می

به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید،ارباب
نخند

به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری.
نخند

به دبیری که دست و عینکش گچی است و یقه ی پیراهنش جمع شده.
نخند

به دستان پدرت،

به جاروکردن مادرت،

به همسایه ای که هرصبح نان سنگک می گیرد،

به راننده ی چاق اتوبوس ،

به رفتگری که درگرمای تیرماه کلاه پشمی به سردارد،

به راننده ی آژانسی که چرت می زند،


به مجری نیمه شب رادیو،

به مردی که روی چهارپایه می رود تا شماره ی کنتور برقتان را بنویسد،



به بازاریابی که نمونه اجناسش را روی میزت می ریزد،

به پارگی ریزجوراب کسی در مجلس،

به پشت و رو بودن چادر پیرزنی درخیابان،

به پسری که ته صف نانوایی ایستاده،


به مسافری که سوارتاکسی می شود و بلند سلام می گوید،

به زنی که باکیفی بردوش به دستی نان دارد و به دستی چندکیسه میوه وسبزی،

به مردی که دربانک ازتو می خواهد برایش برگه ای پرکنی،


نخند

نخند ، دنیا ارزشش را ندارد 


تو هرگز نمیدانی چه دنیای بزرگ و پردردسری دارند

آدمهایی که هرکدام برای خانواده ای همه چیز و همه کسند!

آدمهایی که به خاطر روزیشان تقلا می کنند،

بارمی برند،

بی خوابی می کشند،

کهنه می پوشند،

جارمی زنند

سرما و گرما می کشند،

وگاهی خجالت هم می کشند،.......خیلی ساده
دیدگاه ها (۱)

شما کدومشون هستی؟؟قهوه؟؟! هویج؟؟! تخم مرغ؟؟!سه ظرف را روی آت...

شما کدومشون هستی؟؟قهوه؟؟! هویج؟؟! تخم مرغ؟؟!سه ظرف را روی آت...

به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوی...

به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوی...

به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوی...

به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوی...

به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوی...

به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوی...

به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوی...

به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوی...

به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوی...

به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط