بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح

بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح

بگذار تا بنوشمت ای چشمه ی شراب

بیمار خنده های توام ، بیشتر بخند

خورشید آرزوی منی ، گرم تر بتاب
دیدگاه ها (۳)

همه دانند برایم، همه دنیا شده ایبین صد رهزن دل، در د...

با همین دست، به دستان تو عادت کردماین گناه است ولی جان تو عا...

‌ تقصیر دلم بود که چشمان تو را خواستاین سر به هوا مثل خودم ع...

ﺻـﺪﺍﯾﺖ ﺭﺍ میخوﺍﻫﻢﻫﻤﺎﻥ ﻟﻬﺠـﻪ ﺍےﮐﻪ ﺩﻭﺳـﺘﺖ ﺩﺍﺭمــ ﺭﺍﺑﺎ ﺗﺸـﺪﯾﺪ ﺗ...

این صبح شورانگیزِ مست،صبح طرب خیزی که هست؛آئینه ی مهر خداست،...

╔════════════════════════════╗🤍 پارت ۱۱۲ | «جایی که قلب انتخ...

کیوت و خجالت زده سرشو پایین انداخت و با انگشتای پاش خطای نام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط