در این فکرم که با خود همدمی ز اهل وفا یابم

در این فکرم که با خود همدمی ز اهل وفا یابم
ولی چون خود پریشان روزگاری را کجا یابم
دیدگاه ها (۱)

ما برایش جان فدا کردیم و او با طعنه گفت : چیزِ دندان گیرِ مر...

°°°با کسی که دوستش داری شب ها مهربان حرف بزن! ما نمی دانیم چ...

دل من!هر چه غلط بود فراوان کردی...

هو علی مدد ما که خسته ایم هو علی مدد دل شکسته ایم مرغ حقیم م...

قلبم شده رنجور زهجران‌تو مادر فکرم شده اینگونه پریشان تو ماد...

زِ من لبخند می‌بینی ،ولی جانم پریشان است ... !

(تنهایی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط