تو بچَرخ همچُو ماهی به میان بازوانم،

تو بچَرخ همچُو ماهی به میان بازوانم،

به خیال انکه تُنگَم نفست دهم دمادم!

«محمود افهمی»
دیدگاه ها (۵)

راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست،آنجا جز آن که جان بسپارند ...

گفته بودی که چرا محو تماشای منی،آن چنان مات که یکدم مژه برهم...

عمر که بی عشق رفت، هیچ حسابش مگیر،آب حیاتست عشق، در دل و جان...

عاشقان را اختیاری نیست در افشای راز، عشق در دل کار اخگر در گ...

meysam :.زان خوبتری که کس خیال تو کندیا همچو منی فکر وصال ت...

محمود درویش می‌گه:نه دوری که منتظرت باشم و نه نزدیک که به آغ...

بی‌قرار توام و در دلِ تنگم گله‌هاستآه! بی‌تاب شدن، عادت کم ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط