ماشین یه آقایی رو میدزدن... بعد دو روز میبینه ماشینش صحیح

ماشین یه آقایی رو میدزدن... بعد دو روز میبینه ماشینش صحیح و سالم تمیزش کردن و شستن در خونشون وایستاده... میره داخلش رو نگاه میکنه میبینه یه پاکت نامه رو داشبورد ماشین گذاشته که چندتا بلیت سینما توشه...... پاکت رو باز میکنه نوشته بوده : نمیدونم چطور ازتون معذرت خواهی کنم... من زنم حامله بود و ماشین نداشتم و مجبور شدم ماشین شما رو بدزدم .... امیدوارم که منو ببخشید... نمیدونم چطور جبران کنم ولی اونی که در توانم بود همین چند بلیت سینما بود که شما و خانواده محترمتون با هم خوش باشید و گوشه ای از این کار زشتم رو جبران کرده باشم..... اون مرد هم اشک شادی تو چشمش جمع میشه و خوشحال از اینکه تونسته بدون اینکه کاری انجام بده یک نفر رو خوشحال کرده و میره واسه خانوادش تعریف میکنه و با هم میرن سینما.......... .. وقتی بر میگردن میبینن خونشون رو دزد زده یه پاکت نامه هم جلو در خونشون گذاشتن توش نوشته ((امیـدوارم کـه از فـیـلم خوشتــون اومده باشه... بوس بوس... :)))
دیدگاه ها (۸)

دخترا واسه چی اینقدر حساسند؟زنگ زدم به ساناز تا اسم سارا رو ...

عاشقتم ...عشقم!مدیر:پسر شما اخراجه!پدر:اخه چرا؟من به عنوان پ...

ﻗﺎﯾﻘﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺳﺎﺧﺖ... ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﺑﻪ ﺁﺏ... ﺳﻮﺭﺍﺧﺶ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﺮﺩ!....

السلام علی الحسین

سناریو بلولاک وقتی موهاشونو واسشون شونه میکنیمایساگی: خجالت ...

داستان این اهنگ:داخل انگلستان ی رسمی بوده که وقتی دو نفر عاش...

پارت ۲

چند پارتی درخواستی

دردسر های سه روزه ( پارت ۶ ) سونیک دست شدو رو گرفت و به کارگ...

Forced MarriagePart 25تمام شب خواب درست و حسابی نداشتمهر بار...

free from the court (p4)

سناریو:مرگ پنهان/پارت آخر**نویسنده**سه ماه از مرگ ایزوکو می‌...

Forced MarriagePart 34چند لحظه فقط به پاکت خیره موندمتهیونگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط