ها، غزل بانو ! برام شعر عالی پست کن

ها، غزل بانو ! برام شعر عالی پست کن
عکسی از شب های قبل از خشکسالی پست کن

آنقدر دور از توام، رفته بهار از خاطرم
چند تا از غنچه های سرخ قالی پست کن

خسته می چرخم در این ویرانه ی غرق سکوت
پاکتی از بوسه های خشک و خالی پست کن!

با همان حافظ که در میخانه راهت داده بود!
لحظه ای خلوت بکن، تعبیر فالی پست کن!

پیش مردی که نگاهش تشنه ی سرسبزی است
تکه ای از خاک گندمزار و شالی پست کن

از گلویم آب خوش پایین نرفته، تشنه ام!
چشمه ای، دریاچه ای، نهر زلالی پست کن

راستی من بی نشانم، تمبر بر پاکت نزن
می رسد روزی ، به گور تشنه ای پست کن
دیدگاه ها (۲)

میخواااام "تنهاااایی" رو کاااامل توصیف کنم: ...

حق با سڪوت بود, صدا درگلو شڪست دیگر دلم هــواۓ سرودن نمۓ ڪند...

این را برای کسی مینویسم ،که روزی دوستم داشت ،به حرفهایم ،به ...

به تاوان کدامین جرم ,‎ ‎تنم‎ ‎ سنگ بلا خورده،سکوتم حرفها دار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط