عکسنوشته و پوستر mohamadamin

دیدگاه ها (۱)

.خنده هایم دیدو گفتا فارغی گویا ز غمگفتمش؛ما درد را با خنده ...

وَلی این را می‌دانم که تن ِ مَن پُر از زخم است اما هنوز روی ...

نرسان بر دل بی‌کس غم دوران یا ربشهر ویران شده را طاقت لرزیدن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط