می‌دانم..

می‌دانم..
تا پلک به هم بزنم می‌آیی
با #انار و آینه در دست‌هایت
یک دنیا آرامش در چشم‌هایت
و قناری کوچکی در حنجره‌ات
که جهان را
به ترانه‌های عاشقانه
میهمان می‌کند

می‌دانم..
تا پلک به هم بزنم
می‌آیی و با نگاهت
دشت‌ها را کوه
کوه‌ها را پرنده می‌کنی

به قول فروغ:
من خواب دیده ام!
دیدگاه ها (۱)

ای خیالِ قامتت آهِ ضعیفان را عصابر رخت نظاره‌ها را لغزش از ج...

دلم میسوزه برای اون سطلیا که به خاطر اون چاهزاده خودشونو از ...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و سـوم نهــم...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

پارت سوم_جایی میان ما تهیونگ تا صبح نتوانست بخوابد.حرف‌های م...

......//برده ی زیبا//......

پشت نگاه سردت — پارت نهم ویو آتاز خواب بیدار شدم. دوش گرفتم،...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط