می‌دانم..

می‌دانم..
تا پلک به هم بزنم می‌آیی
با #انار و آینه در دست‌هایت
یک دنیا آرامش در چشم‌هایت
و قناری کوچکی در حنجره‌ات
که جهان را
به ترانه‌های عاشقانه
میهمان می‌کند

می‌دانم..
تا پلک به هم بزنم
می‌آیی و با نگاهت
دشت‌ها را کوه
کوه‌ها را پرنده می‌کنی

به قول فروغ:
من خواب دیده ام!
دیدگاه ها (۱)

یلدا یعنی بهانه ای برایدر کنار هم شاد بودنو زندگییعنی همین ب...

می‌دانی راز #انار چیست؟!دلتنگ که باشیترک برمیداری.. #مهدی_ری...

کاش می شد که مرا در همه جا یاد کنیکاش می شد که مرا با نِگَهی...

سنجاق سرم از عشق چیزی نمی فهمدفقط همین را می داندچگونهوقتی ت...

ای زن! که از تمام پری‌ها پری‌تریگاهی چرا ز دیگریان، دیگری‌تر...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 3️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ قرار ن...

پارت آخر ---صبح شد. نور کمرنگ از لای پرده‌ها به داخل می‌ریخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط