مدتی بود ک آوازِ رفتن سر داده بود همیشه عشقِ خالی کردن دل

مدتی بود ک آوازِ رفتن سر داده بود همیشه عشقِ خالی کردن دل مرا داشت...
ک در یک روز سرد پاییزی بدون هیچ چون و چرایی بی هیچ خداحافظی رفت...
با رفتنش احساساتم را کشت و عواطفم را ب آتش کشید..آن موقع بود ک فهمیدم ک باید در صحنه زندگی محکـم باشـم.همیشه خاستم نقش دختری قوی و شادی را بازی کنم.ولی افسوس ندید ک با هر تلنگری شکستم ،خود را باختم،ولیکن ب روی خود نیاوردم،هر چند برایم سخت بود خاطرات در ذهنم همانند سربازی ک مشغولِ انجام وظیفه بود،رژه میرفتن، ولی میبایست میخندیدم ونقشٍ خود را خوب بازی میکردم
همیشه خندیدم ولیکن هیچ کس نفهمید در دلم خانه ب دوشم....
دیدگاه ها (۱)

مدتی بود ک آوازِ رفتن سر داده بود همیشه عشقِ خالی کردن دل ...

#منطقه_ممنوعه_عشق پارت:57از ته دلم جیغ کشیدم و رو زمین افتاد...

«دکترینِ حَدِ بهرام محمدی: نجاتِ نسلِ نو از چنگالِ غارتگران»...

«دکترینِ حَدِ بهرام محمدی: نجاتِ نسلِ نو از چنگالِ غارتگران»...

𝔜𝔬𝔲 𝔠𝔞𝔫'𝔱 𝔟𝔢 𝔟𝔢𝔱𝔱𝔢𝔯 𝔱𝔥𝔞𝔫 𝔪𝔢😩︵⏜࣪⏜֪࣪︵֪⏜֪࣪︵︵֪𝔞𝔳𝔦𝔩𝔩𝔞: تولدت مبار...

مانیفستِ صاعقه | ترازِ کلام: بهرام محمدی۱. «حکومتِ بی‌عدالت،...

صـــــدایت به پاییــــــــــز رفته . . .🍁هـــــرچه می گویـی ...

فصــل عـــــوض می شودجای آلــــو را خـرمالـــو می گیـــردجای...

پیج رو فالو کن ❤️هر روز کلی چیز جدید برای یاد گرفتن و دیدن د...

پیج رو فالو کن ❤️هر روز کلی چیز جدید برای یاد گرفتن و دیدن د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط