اسم فیک:, اون واسه منه

اسم فیک:, اون واسه منه
p12
ات ویو:من خیلی ترسیدم موقعی که سوار ماشین شدم لارا با نگرانی پرسید
لارا:ات حالت خوبه ؟اون عوضی که باهات کاری نکرد؟

ات : نه کاری نکرد ولی ..ولی من خیلی میترسم
جیهون: ات نترس ما کنارتیم

ات: ازتون ممنونم

لارا اومد و منو تو آغوش کشید
تو بغل اون احساس آرامش میکنم


خلاصه که ما رفتیم خونه من تو بغل لارا خوابیدم

ویو صبح:
از خواب پاشدم دیدم لارا داره صبحونه درست می‌کنه
ات: صبح بخیر

لارا: صبحت بخیر

ات: چی درست میکنی؟

لارا:پنکیک شوکولاتی با شیر کاکائو

ات: اخجوووووون مرسی جوجوووو

لارا: خواهش میکنم برو بشین تا بیارمش

ات:باشه

ات ویو: داشتم پنکیک می‌خوردم که به لارا گفتم:
ات: لارا
لارا: جانم
ات:میگم من یه تصمیمی گرفتم
لارا:چه تصمیمی ؟
ات:می‌خوام به داداش بگم
لارا : ات متمعنی میخوای بگی چون اگه بگی دوستی چند ده سالشون بخاطر تو به هم می‌ریزد

ات: واقعا ؟
لارا:اره البته خودت میدونی
ات: اوکی
دیدگاه ها (۱۱)

#ازدواج_اجباری Part16زن عمو اومد تو و گفت:م.ت: چیشد دخت....و...

پشت نگاه سردت — پارت هفتم ویو صبح آتصبح از خواب بیدار شدم و ...

وقتی بهت خیانت میکنه (اسمات)pاخرویو جیمین خب امروز باید یکار...

پارت سوم عروسک کوچولو ویو راوی کوکو به ات نزدیک شود و بهش گف...

Love you پارت چهارم« کوک از حموم در اومد یدون شلوارک پوشید م...

پارت دو ماه کوچولو من ویو ات خیلی ترسید بودم اما داشت یه کار...

پارت چهارم ویو ات توی ماشین ! الا و لارا سوار ماشین ات شدن و...

پارت 2 نکته این فیک هیچ شباهتی به واقیت ندارد و فقط تخیلات نویسنده هست

الماس زیبای من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط