دیگـــــــــــــر سکوت هایم ســـــــــــرد شد....

دیگـــــــــــــر سکوت هایم ســـــــــــرد شد....
نه به ســــــــــردی هوا....
نه به ســـــــــردی دستانت......
به سردی لحنت...سکوتم سرد شد....
سرد..سرد ...سرد...
تو با لحن سردتت دلم را اتش زدی.....
و من هم با نگاه ســــــردم....دنیا را خاکســــــتر خواهم کرد
تقصیر من نیست..
تو به من اینگونه اموختی..
دیدگاه ها (۵)

«نفرت و عشق».  پارت سوم🚬 [از زبان پریسا]ماشین جلوی یه ساختمو...

معامله p6جونگ‌کوک چند لحظه در سکوت به پنجره خیره ماند.بعد بد...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ویکم: آتشی که در تنم افتاد---از مهمان...

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓Part 10فضای رستوران در سکوت فرو رفت.سه مرد با قدم‌...

خاطراتِ معلق در نور

📖 آکادمی آستریاپارت یازدهم | «دختری که زمان را متوقف می‌کرد»...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ⁶𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁵سه روز بعد...رینا توی ح...

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

🦢 پارت بیست‌وششم | اعتراف ناخواستهبعد از رفتن سونگ‌هو، ساختم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط