به چشمهایت که خیره می شوم

به چشمهایت که خیره می شوم
حرفهایم را در شب چــشمهایت
گم می کنم ، دست و پایم را در رویای
آغوشت به هم گره می زنم
پلک هایم تند تند پر میکشد
پر می زند
شاید برای جمله ای
شاید برای بوسه ای
دل است دیگر گاهی
زندگی در چشمهایت را دوست دارد
به گمانم وقتی خدا
چشمهایت را نقاشی میکشید
تکه ای از خودش را
در چشمهایت جا گذاشته ..!
دیدگاه ها (۳)

زن ها هرگز.عاشق زیبایی شما نمی شوند.آن چه یک زن را مبتلا می ...

چشم های تو تنها آینه‌ایست؛که مرا به خودمزیبا نشان می دهد؛آدم...

مرا ...میان مرز چشمانتپناه بدهبا آغوشت اسیرم کنبه استثمار بک...

فروردیــــــــــــــــــــن را ڪوچہ بہ ڪوچہ میگردم بہ دنبالت...

یاد او

سناریو مایکی

پارت ۱۰چندین ماه بعد -*دارم توی راهرو های مقر پرت مافیا پرسه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط