پارت

پارت ۶۲
شب میشه هردو حموم کردن لباش میپوشن.
ا.ت:اممم جیمین این گردنبند رو برام میندی؟لطفا
جیمین:البته گردنبند رو میگیره
جیمین:بچرخ
میچرخه
جیمین:براش میبنده
ا.ت:میسی
سوار ماشین میشن و راه میوفتن
جیمین:نظرت چیه من رانندگی کنم؟
ا.ت:چرا؟
جیمین:که دوست پسرت به نظر بیام(بچها ا.ت فکر میکنه جیمین ازش بدش میاد)
ا.ت:اممم..باشه؟
جیمین:بزن کنار
میزنه جاشون رو عوض میکنن
جیمین:راه میوفته از روی مَپ میره سمت عمارت جونکوک
بعد یک ساعت میرسن از ماشین پیاده میشن(عکس لباس ا.ت و جیمین و عمارت جونکوک و ماشین ا.ت رو براتون میزارم پستا رو چک کنین)
از پله ها میرن بالا
جونکوک:خوش اومدی نونا
جونکوک:خوش اومدی جناب پارک
جیمین:ممنون آقا ی جئون
ا‌.ت:ممنون هیونگ
خدمتکار: بفرمایید توی جشن
جیمین و ا.ت و جونکوک:بریم
میرن توی سالن مراسم و با جمعیتی بالای دَه هزار نفر مواجه میشن..

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

[جنبه نداری نخون مجبور نیستی🔞🤗].....پارت ۶۳به جیمین آبجو و ب...

پارت ۶۴ا.ت:خ..خوبم..مرسی(هنوز یکم لکنت داره)جونکوک:هوففف خوب...

برای فیک ازت متنفرم ولی دوست دارم.

پارت ۶۱جیمین روی کاناپه و ا.ت روی اون یکی کاناپه میخوابه ویو...

Part7

"سرنوشت " p,10... رسیدیم به عمارت اقای جانگ ........ضربان قل...

عشق یا نفرت؟ (طابع قوانین ویسگون) P¹⁵*ا/ت و جونگکوک به سمت پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط