ادامه پارت 54
ادامه پارت 54
همینه به طرفه ماشین رفتند صدای سونهی مانع سوار شدن در ماشین شد
سونهی به طرفشون آمد بلافاصله روبه جونگ کوک
سونهی : جونگ کوک پسرم میشه هواست به هیون بین باشه میدونم میونتون خرابه اما اون اصلا مراقب خودش نیست من خیلی نگرانشم
جونگ کوک نفس عمیقی کشید پیشانیش را کمی با انگشت هایش مالید با صدای آروم ولی خشکی گفت جونگ کوک : باشه هواسم بهش هست
سونهی : خیلی ازت ممنونم پس پسرمو به تو میسپارم اگه چیزی گفت که دلت رو شکست بهم بگو اون فقط یکم عصبیه بخاطر پدرش به دل نگیر
جونگ کوک : حتما شب خوش
بلافاصله سوار ماشین شد سونهی دستی روی شونه هری گذاشت و با مهربانی لب زد سونهی : چیزای که بهت گفتمو فراموش نکن
هری لبخندی زد که این لبخندش از چشم جونگ کوک دور نموند با اخم در ماشین زمزمه کرد جونگ کوک : نزنی جلوی من به وقت از لبخند ها وحشی
هری : فراموش نمیکنم خیلی ازتون ممنونم
سونهی: کاری نکردم حالا هم برو نامزادت رو تنها نزار
هری با لبخندی به طرفه صندلی شاگرد رفت و بلافاصله نشست ثانیه ای نگذشت که ماشین حرکت کرد...
همینه به طرفه ماشین رفتند صدای سونهی مانع سوار شدن در ماشین شد
سونهی به طرفشون آمد بلافاصله روبه جونگ کوک
سونهی : جونگ کوک پسرم میشه هواست به هیون بین باشه میدونم میونتون خرابه اما اون اصلا مراقب خودش نیست من خیلی نگرانشم
جونگ کوک نفس عمیقی کشید پیشانیش را کمی با انگشت هایش مالید با صدای آروم ولی خشکی گفت جونگ کوک : باشه هواسم بهش هست
سونهی : خیلی ازت ممنونم پس پسرمو به تو میسپارم اگه چیزی گفت که دلت رو شکست بهم بگو اون فقط یکم عصبیه بخاطر پدرش به دل نگیر
جونگ کوک : حتما شب خوش
بلافاصله سوار ماشین شد سونهی دستی روی شونه هری گذاشت و با مهربانی لب زد سونهی : چیزای که بهت گفتمو فراموش نکن
هری لبخندی زد که این لبخندش از چشم جونگ کوک دور نموند با اخم در ماشین زمزمه کرد جونگ کوک : نزنی جلوی من به وقت از لبخند ها وحشی
هری : فراموش نمیکنم خیلی ازتون ممنونم
سونهی: کاری نکردم حالا هم برو نامزادت رو تنها نزار
هری با لبخندی به طرفه صندلی شاگرد رفت و بلافاصله نشست ثانیه ای نگذشت که ماشین حرکت کرد...
- ۱۸.۴k
- ۲۳ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط