بازیدرخون

بازی_در_خون🍷🔪
پارت دویست بیست دو🍷🔪



به دیوار چشم دوختم و سرد لب زدم
+ من دیگه هیچ علاقه ای بهت ندارم

اخماشو کشید توی هم
غرید
_اشتباه میکنی که علاقه ای بهم نداری....

نفس عمیق کشیدم
میخواستم بگم اشتباه و بابا مامانت کردن که تو رو به دنیا آوردن
عامل فسادی

ولی جلوی خودم و گرفتم
دستشو زیر چونه گذاشت و سرمو چرخوند سمت خودش
توی چشمام نگاه کرد

لب زد
+خودم میکشمت! اگه قصد فرار داشته باشی..اگه بخوای بهم پشت کنی و خائن باشی خودم میکشمت...

پوزخندی زدم
_پس الان بکش!

دندوناش و روی هم فشار داد و زبون نفهمی گفت
زبون نفهم؟!
هوم بودم!!!

میخواستم لج کنم ، اون عوضی باعث شده بود من از زندگی بیوفتم
باید لج میکردم
وگرنه کسی نبود که بخواد بهم پایبند بمونه

تو این مدت شناخته بودم
تنوع طلب بود !
دیدگاه ها (۱)

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست بیست سه🍷🔪موهام و نوازش کرد و گفت + د...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست بیست پنج🍷🔪داشتم خودم و به زور کنترل ...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست بیست یک🍷🔪اومد سمتم دستشو گذاشت روی ...

بپرسین قشنگاااام جواب میدم حوصلم گاید😂😒

مهرو

part 3عشق پنهان《ویو جونگ کوک》یعنی اون لبخند برای چی بود چرا ...

خودکار ابری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط