تب اوج در من است ؛

تب اوج در من است ؛


چشمم گریخت، جاده به پایان نمی‌رسد

دستم به دست‌های تو آسان نمی‌رسد

این‌جا کجاست؟ تیره‌ترین چهره‌ زمین

این‌جا که هیچ تشنه به باران نمی‌رسد

آقا! کدام جمعه دلت سبز می‌شود «

خون شد دلم ز درد به درمان نمی‌رسد»
احساس می‌کنم که تب اوج در من است

این انتظار تلخ به پایان نمی‌رسد

پر می‌زنم به سمت صمیمی‌ترین عروج

دستم چرا به دست تو آسان نمی‌رسد؟


قربان‌علی علی‌زاده
دیدگاه ها (۳)

رحیم‌پور ازغدی: شهدای غواص قربانی جنایت کدخدای جهان همچون آم...

آیت‌الله موحدی کرمانی ( امام جمعه تهران ) ؛متوجه نمی‌شوم باز...

نظر رهبری درباره انگی که به شریعتی زدند ؛رهبر معظم انقلاب در...

سهم من چیست! ؛ غُل و زنجیر را به من دادند!همه جا گیر را به م...

شب‌ها که دلتنگی‌ام به اوج می‌رسد، سرم را رو به آسمان می‌گیرم...

وقتی می‌بینی ذهنت پرت استشیطان وسوسه‌ات می‌کند: «این چه #نما...

🔰 مهدی جان!هفت آسمان را گشته‌ام، در آرزوی دیدنتدنبال ردّپای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط