بعد ازمدت ها دیدمش!!!
بعد ازمدت ها دیدمش!!!
دستاموگرفت وگفت: چقدر دستات تغییرکردن…
خودمو کنترل کردم و فقط لبخند زدم...
تودلم گریه کردمو دم گوشش گفتم:بی معرفت!
دستای من تغییر نکرده....
دستات به دستای اون عادت کرده....
دستاموگرفت وگفت: چقدر دستات تغییرکردن…
خودمو کنترل کردم و فقط لبخند زدم...
تودلم گریه کردمو دم گوشش گفتم:بی معرفت!
دستای من تغییر نکرده....
دستات به دستای اون عادت کرده....
- ۴۷۳
- ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط