حآلآ حَرفْهآیِمآنْ بِمآنَدْ بَرآے بَعْدْ

حآلآ حَرفْهآیِمآنْ بِمآنَدْ بَرآے بَعْدْ


دِلْخُورے هآیمآنْ


دِلْتَنْگے هآیمآنْ


وَ تَمآمِ اَشْڪــْهآے مَنْ


فَقَطْ هَمینْ رآ بِگُوْ


بآ اُو چِگُونِہ مے گُذَرَدْ


ڪــِہ بآ مَـنْ نِمے گُذَشْتْ...؟؟
دیدگاه ها (۳)

خوبمباور کنیداشک ها را ریخته امغصه ها را خورده امنبودن ها را...

تصمیم گرفتم ...آنقدرسکوت کنم ...تادلی برایم تنگ شود...افسوس ...

کسی چه میداند در آن کاغذ های مچاله شده چه دلنوشته هایی است ک...

دیگر هیچ نمی گویم …!که این بزرگتریناعتراض دلــــــــ من است ...

شب‌ها که دلتنگی‌ام به اوج می‌رسد، سرم را رو به آسمان می‌گیرم...

فصل دوم بخش چهارم درد از زبان آنتونی part36

---گاهی آدم یکی را آنقدر دوست دارد که دیگر هیچ‌کس شبیه او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط