#قرارداد_دوستانه p5

#قرارداد_دوستانه p5

ویو هانا :
جلوی رستوران پارک کرد ، با یه نگاه عاشقش شدم ، توی سئول کم رستوران ایتالیایی پیدا می‌شد، لیلی همیشه مند خوب می‌شناخت.
از ماشین پیاده شد و پالتوش رو تنش کرد ، دوباره موهاش رو باز کرده بود ، زیر نور تابلوی رستوران بخش طلایی موهاش می‌درخشید. دستم رو گرفت و به سمت میز کنار پنجره کشید .
گارسون سمتمون اومد .

گ : سلام خانم جانگ میتونم سفارشتان رو بگیرم ؟؟

لیلی : قبلا سفارش دادم ، منتظرم میمونم سفارشم رو بیارید .

هانا : همه جا میشناسنتاااا (خنده)

لیلی : زیاد اینجا میام (خنده)

غذا رو آوردن ، به پاستای توی ظرف نگاه کردم، همیشه پاستا دوست داشتم ، و لیلی اینو یادش بود شگفت زده شدم ، وقتی اولین لقمه رو خوردم از قبل هم بیشتر شگفت زده شدم ، خوشمزه بود .

هانا : دوسش دارم (ذووق)

لیلی : بایدم داشته باشی انتخاب منه ها

کم غذا خورد ، میتونستم وسواس وحشتناکی که روی بدنش داشت رو حس کنم ، همیشه از بابت این وسواس اذیت میشد و خودش رو توی غذا خوردن محدود میکرد .

غذامو تموم کردم ولی حتی نصف غذاش هم نخورده بود ، فقط از شراب قرمز ته لیوانش نوشید و بلند شد و سمت حسابداری رفت .

کیفش رو از روی صندلیش برداشتم و رفتم کنارش .
دستش رو گرفتم با هم از رستوران خارج شدیم و سمت خونه رفتیم .

ویو لیلی :

وارد برج شدیم ، طبقات ۵ تا ۱۰ طبقات vip برج بود و برای استفاده از آسانسور باید از کارت استفاده میکردیم ، دست بردم داخل کیفم ولی کارتم رو پیدا نمیکردم .
هانا کیفش و نیاورده بود پس دیگه واقعا کلید نداشتیم .

_ : خانم ها میتونم کمکتون کنم ؟؟

سمت صدا برگشتم ، عینک مربعیش رو روی چشماش جا به جا کرد ، قبلا توی آسانسور دیده بودمش .

لیلی : خب... کارت آسانسور رو گم کردم .

لبخند آر می زد و کارتش رو از جیب شلوار جینش بیرون آورد و سمت دستگاه گرفت .

ازش تشکر کردیم و سوار آسانسور شدیم .

آسانسور روی طبقه ۱۰ ایستاد و هر سه از آسانسور پیاده شدیم .

سمت در واحد ۲۰۰ رفت .
واحد ۲۰۰ و واحد ۲۱۰ که واحد ما بود بزرگترین واحد های ساختمون بود و بهترین ویو رو به رودخانه هان داشت .
دیدگاه ها (۰)

#قرارداد_دوستانه p6ویو هانا شب : سمت اتاق لیلی رفتم و در زدم...

#قرارداد_دوستانه p7 ویو لیلی : ازماشین پیاده شدیم و سمت بار...

#قرارداد_دوستانه p4 ویو لیلی : خیلی خسته بودم ، ذهنم قفل کرد...

#قرارداد_دوستانه ویو هانا : از اتاقم بیرون رفت و رد بوی عطر ...

#قرارداد_دوستانه ویو لیلی : جلوی مانکن های انبوه داخل اتاق و...

#قرارداد_دوستانه ویو هانا : دستم رو سمت کیفش دراز کردم و پاک...

اسلاید اول لباس هانا دوم ته

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط