اگر من بزرگ نمی شدم ، پدربزرگ هنوز زنده بود .
اگر من بزرگ نمی شدم ، پدربزرگ هنوز زنده بود .
اگر من بزرگ نمی شدم ، موهای مادرم سفید نمیشد .
اگر من بزرگ نمی شدم ، مادربزرگ در ایوان خانه باز می خندید .
اگر من بزرگ نمی شدم ، تنهایی معنایش همان تنها بودن در اتاقم بود .
اگر من بزرگ نمی شدم ، غروب جمعه برایم دلگیر نبود .
اگر من بزرگ نمی شدم ، هیچوقت نمی دیدمت و دلم برایت تنگ نمیشد...
ای کاش من همیشه کودک می ماندم !
چقدر گران تمام شد بزرگ شدن من …!!!
دلم برای کودکیم تنگ شده....
برای روزهایی که باور ساده ای داشتم
همه آدم ها را دوست داشتم...
مرگ مادر "کوزت" را باور می کردم و از زن "تناردیه" کینه به دل می گرفتم
مادرم که می رفت به این فکر بودم که مثل مادر "هاچ" گم نشود...
دلم می خواست "ممُل" را پیدا کنم...
از نجاری ها که می گذشتم گوشه چشمم به دنبال "وروجک" می گشت
تمام حسرتم از دنیا نوشتن با خودکار بود
دلم برای خدا تنگ شده ...
خدایی که شبها بوسه بارانش می کردم...
دلم برای کودکیم تنگ شده ...
ای کاش من همیشه کودک می ماندم !
چقدر گران تمام شد بزرگ شدن من …!!!
اگر من بزرگ نمی شدم ، موهای مادرم سفید نمیشد .
اگر من بزرگ نمی شدم ، مادربزرگ در ایوان خانه باز می خندید .
اگر من بزرگ نمی شدم ، تنهایی معنایش همان تنها بودن در اتاقم بود .
اگر من بزرگ نمی شدم ، غروب جمعه برایم دلگیر نبود .
اگر من بزرگ نمی شدم ، هیچوقت نمی دیدمت و دلم برایت تنگ نمیشد...
ای کاش من همیشه کودک می ماندم !
چقدر گران تمام شد بزرگ شدن من …!!!
دلم برای کودکیم تنگ شده....
برای روزهایی که باور ساده ای داشتم
همه آدم ها را دوست داشتم...
مرگ مادر "کوزت" را باور می کردم و از زن "تناردیه" کینه به دل می گرفتم
مادرم که می رفت به این فکر بودم که مثل مادر "هاچ" گم نشود...
دلم می خواست "ممُل" را پیدا کنم...
از نجاری ها که می گذشتم گوشه چشمم به دنبال "وروجک" می گشت
تمام حسرتم از دنیا نوشتن با خودکار بود
دلم برای خدا تنگ شده ...
خدایی که شبها بوسه بارانش می کردم...
دلم برای کودکیم تنگ شده ...
ای کاش من همیشه کودک می ماندم !
چقدر گران تمام شد بزرگ شدن من …!!!
- ۷.۵k
- ۰۵ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط