می روم تا در میخانه کمی مست کنم .

می روم تا در میخانه کمی مست کنم .

جرعه بالا بزنم آنچه نبایست کنم .

بی خیال همه کس باشم و دریا باشم .

دائم الخمر ترین آدم دنیا باشم .

آنقدر مست که اندوه جهانم برود .

استکان روی لبم باشد و جانم برود .

ساقیا در بدنم نیست توان جام بده.

گور بابای غم هر دو جهان جام بده .

برود هر که دلش خواست شکایت بکند .

شهر باید به من الکلی عادت بکند...
دیدگاه ها (۴)

یادت می یاد چی شد که من یکدفعه عاشقت شدمبدون اینکه بذاری سوا...

چی توچشاته که تورواینقدعزیز میکنه...این فاصله داره منوبی توم...

الهی!اگرپستم، بنده ی توهستمدلم را به رحمت تو بسته ام، وحالا ...

در حضور خارها هم میشود یک یاس بود / در هیاهوی مترسک ها پر از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط