من که آهن به یک افسانه همی کردم موم

من که آهن به یک افسانه همی کردم موم

صد فسون بر دل سخت تو دمیدم به عبث

#محتشم_کاشانی
دیدگاه ها (۵)

غمش از هستیَم نگذاشت چیزےڪہ بعد از پیڪرم ، خاڪسترم سوخت#نیاز...

نشوے غافل از اندیشہ ِ شیدایے ِ ماگرچہ زنجیر بہ پاے ِ دل ِ شی...

یاد ِ او در دلم از دیده ی تر آگه نیستخفته در خانه چه داند که...

چگونه پیش رخ نازک تو آه کنم؟دلم نمی‌دهد این صفحه را سیاه کنم...

برای درد غریبی دوا شدن سخت استمیان مردم کافر خدا شدن سخت است...

اوسی داکتیلزم

هر جا قدم به کوی تو بگذارمدل خسته‌ام را همان‌جا جا می‌گذارمم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط