ای کاش ، کسی بود که غمخوار دلم بود
ای کاش ، کسی بود که غمخوار دلم بود
مانند غزل های خودم ، یارِ دلم بود
عاشق شده بودم ، دلم از درد ، نمیرد
آری سخن عشق ، پرستارِ دلم بود . . .
هرجا نفسم تنگ شد ، آمد غزلی نو . . .
غم بود ولی قافیه ، غمخوار دلم بود
بازار وفا بود و حراجی محبت . . .
یک رهگذرِ مست ، خریدار دلم بود
یک بوسه فقط ، مطلع دل می شد و آنجا
سمفونیِ هر شعر ، دگر کار دلم بود . . .
خال و خط و ابرو و لبش رنگ خدا داشت
من بنده ی او بودم و دادار دلم بود
رفته است از این کوچه ی بن بست همانکه
همسایه ی دیوار به دیوار دلم بود
حالا بگذارید که عاکف بنویسد :
او ماه ترین ماهِ شبِ تار دلم بود
مانند غزل های خودم ، یارِ دلم بود
عاشق شده بودم ، دلم از درد ، نمیرد
آری سخن عشق ، پرستارِ دلم بود . . .
هرجا نفسم تنگ شد ، آمد غزلی نو . . .
غم بود ولی قافیه ، غمخوار دلم بود
بازار وفا بود و حراجی محبت . . .
یک رهگذرِ مست ، خریدار دلم بود
یک بوسه فقط ، مطلع دل می شد و آنجا
سمفونیِ هر شعر ، دگر کار دلم بود . . .
خال و خط و ابرو و لبش رنگ خدا داشت
من بنده ی او بودم و دادار دلم بود
رفته است از این کوچه ی بن بست همانکه
همسایه ی دیوار به دیوار دلم بود
حالا بگذارید که عاکف بنویسد :
او ماه ترین ماهِ شبِ تار دلم بود
- ۱.۳k
- ۰۴ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط