ای کاش ، کسی بود که غمخوار دلم بود

ای کاش ، کسی بود که غمخوار دلم بود

مانند غزل های خودم ، یارِ دلم بود

عاشق شده بودم ، دلم از درد ، نمیرد

آری سخن عشق ، پرستارِ دلم بود . . .

هرجا نفسم تنگ شد ، آمد غزلی نو . . .

غم بود ولی قافیه ، غمخوار دلم بود

بازار وفا بود و حراجی محبت . . .

یک رهگذرِ مست ، خریدار دلم بود

یک بوسه فقط ، مطلع دل می شد و آنجا

سمفونیِ هر شعر ، دگر کار دلم بود . . .

خال و خط و ابرو و لبش رنگ خدا داشت

من بنده ی او بودم و دادار دلم بود

رفته است از این کوچه ی بن بست همانکه

همسایه ی دیوار به دیوار دلم بود

حالا بگذارید که عاکف بنویسد :

او ماه ترین ماهِ شبِ تار دلم بود
دیدگاه ها (۳)

از تو یک پرسش احوال ، مرا شاعر کردعشق پیدا شد و فی الحال مرا...

ﻣﻦ ﻭ ﺩﻧﯿﺎ ..ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺭﻧﮓ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ،ﻣﻦ ﺑﺎ ﻣﺪﺍﺩ ﺳﯿﺎﻩ، ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺎ ﻣﺪ...

مات چشمان توأم ، اما دلم درگیر نیست از تو ای یوسف ، دلم سیر ...

اگر در خانه ی قلب تو مهمان ٬ دعایم کناگر هر لحظه در یاد تو م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط