ای درخت آشنا!

ای درخت آشنا!
شاخه های خویش را
ناگهان کجا جا گذاشتی؟
یا به قول خواهرم فروغ
دستهای خویش را
در کدام باغچه عاشقانه کاشتی؟
این قرارداد تا ابد میان ما برقرار باد:
چشمهای من به جای دستهای تو
من به دست تو آب می دهم
تو به چشم من آبرو بده..
من به چشم‌های بی قرار تو قول می دهم:
ریشه های ما به آب
شاخه های ما به آفتاب می رسد،
ما دوباره سبز می شویم!
دیدگاه ها (۱)

من برای عاشقِ بی کسبرای عاشق بی چیزراه رفتن،گریه کردن زیر با...

دلم هوایت را کرد به آبیِ آسمان زنگ زدم.خط روی خط بود ابری به...

وای بر حالی که حتیواژه ای در وصف آن پیدا نشد ...

دل من ، ساکن دستان تو بود...

جنگل نفرین شده پارت ۲

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و یکــم سـی...

یاد گمشده یی

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⓪_بخش دوم_ناگهان دست های کوچکی ...

📖 آکادمی آستریاپارت یازدهم | «دختری که زمان را متوقف می‌کرد»...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش پنجم_جولیت_جایی می‌رویم که نمی‌شناسم و اتف...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌78حدود نیم ساعت گذشت.صدای قدم‌هایی روی س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط