تـو همان صبحِ عزیزی

تـو همان صبحِ عزیزی
و دلیلِ نفسی
که اگـر باز نیایی به تنم
جـانی نیست ...
#امیررضا_کاردانی #مدل_لباس
دیدگاه ها (۳)

و هرگزآفتاب صبح آنقدر گرم نمیکند مراکه حضورت ... #فرزانه_صده...

به وصلِ خود دوایی کن دل دیوانه ی مارا ... #سعدی #مدل_لباس

تاب و تحمل چیز خوبی ست ...که اکثر ما نداریمش ،گاهی حرفهایی م...

امان از این نفر سوم‌های رابطه...آتش بیارهای معرکه..خروس‌های ...

گر هست جانی در تنم، بهرِ تو می‌دارم نِگه... #امیرخسرو_دهلوی#...

زمانی که مُچاله میشوم در آغوشت شرابی در کار نیست تومستی از ع...

رفته‌ای از بر سایه، نفسی باز پس آی که من آن صبر ندارم که نشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط