تمام راه ظهور تو با گنه بستم
تمام راه ظهور تو با گنه بستم
دروغ گفته ام آقا که منتظر هستم
کسی به فکر شما نیست راست می گویم
دعا برای تو بازیست راست می گویم
اگر چه شهر برای شما چراغان است
برای کشتن تو نیزه هم فروان است
من از سرودن شعر ظهور می ترسم
دوباره بیعت وبعدش می ترسم
من از سیاهی شب های تار می گویم
من از خزان شدن این بهار می گویم
درون سینه ما عشق یخ زده آقا
تمام مزرعه هامان ملخ زده آقا
کسی که باتو بماند به جانت آقا نیست
برای آمدن این جمعه هم مهیا نیست .....
تا شیعه به خود نیاید آن مرد نیاید .......
الهم عجل لولیک الفرج
دروغ گفته ام آقا که منتظر هستم
کسی به فکر شما نیست راست می گویم
دعا برای تو بازیست راست می گویم
اگر چه شهر برای شما چراغان است
برای کشتن تو نیزه هم فروان است
من از سرودن شعر ظهور می ترسم
دوباره بیعت وبعدش می ترسم
من از سیاهی شب های تار می گویم
من از خزان شدن این بهار می گویم
درون سینه ما عشق یخ زده آقا
تمام مزرعه هامان ملخ زده آقا
کسی که باتو بماند به جانت آقا نیست
برای آمدن این جمعه هم مهیا نیست .....
تا شیعه به خود نیاید آن مرد نیاید .......
الهم عجل لولیک الفرج
- ۹۵۶
- ۱۵ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط