امشب

امشب
با خیالِ تو در این پیراهن هم آغوشم!
به خدا نِوِشتم...
نسیم نَوَزَد!
ماه تاب‌ نَتابد!
ستاره ها نَدرخشَند!
مرغِ سحر نخواند!
چشمه نجوشد!
و یاس های باغچه عطر نَیَفشانند!
به خدا نوشتم...
صدایِ پایش در کوچه نپیچد!
خورشید راهِ فردا را‌ گُم ‌کند!
و جهان بایستد از حرکت!
خدا پاسخ داد
تو پنجره را برایم باز بُگذار
تا خلقت عشق را تماشا‌ کنم...
باقی اش با من!
امشب با خیالِ تو...
در این ‌پیراهن عشق را خلق میکنم!
باقی اش با خدا!
دیدگاه ها (۷)

سر سلامت از این غم نمی برم بی توبه جان هردویمان کم می آورم ب...

اگرچه با دل من محرم‌اند این کلماتبرای از تو سرودن کم‌اند این...

ولنتاین یعنی......وقتی از سر ڪار برمیگردی خونه صدای شوخی و خ...

مگذار دل از غصه پریشان شود ای عشقکاشانه ام از هجر تو ویران ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط