به کجای اين شب تيره

به کجای اين شب تيره
بياويزم
قبای ژنده‌‌ی خود را،
تا کشم از سينه‌‌ی
پر درد خود بيرون
تيرهای زهر را دلخون؟
وای بر من...

👤نیما یوشیج
دیدگاه ها (۰)

توان کشمکشم نيست بي تو با ايامبرونم آور از اين ماجرا که مي م...

‌پاییز ای فصلِ برگ‌ریز ای همچو مرگخوب و رهاننده و عزیز گویم ...

‌یاد باد آن که سر کوی توام منزل بوددیده را روشنی از خاک درت ...

‌پاییز ای فصلِ برگ‌ریز ای همچو مرگخوب و رهاننده و عزیز گویم ...

پارت ۲۷بین راه، اوبیتو گه گاهی برگ ها را به اطراف شوت میکرد....

دوراهی عشق و نفرت p¹⁴جونگکوک:باسر درد خيلى بدى از خواب بلند ...

پارت ۲۰چند تا پرستار سریع خودشان را به طبقه ی بالا و توی راه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط