به جستجوي تو

به جستجوي تو
بر درگاه كوه مي گريم،
در آستانه دريا و علف.
به جستجوي تو
در معبر بادها مي گريم،
در چار راه فصول،
در چارچوب شكسته پنجره اي
كه آسمان ابرآلوده را
قابي كهنه مي گيرد.
.....
به انتظار تصوير تو
اين دفتر خالي
تا چند
تا چند
ورق خواهد خورد؟

جريان باد را پذيرفتن،
و عشق را
كه خواهر مرگ است
و جاودانگي
رازش را
با تو در ميان نهاد
پس به هيات گنجي در آمدي
بايسته و آزانگيز
گنجي از آن دست
كه تملك خاك را و دياران را
از اين سان
دلپذير كرده است!

نامت سپيده دمي كه بر پيشاني آسمان مي گذرد
- متبرك باد نام تو!-
و ما همچنان
دوره مي كنيم
شب را و روز را
هنوز را ....
دیدگاه ها (۱)

به جست و جوی تو...

به جستجوی توبر درگاهِ کوه می گریمدر آستانه دریا و علفبه جستج...

به جستجوی توبر درگاه کوه می گریمدر آستانه دریا و علف به جستج...

به جستجوی توبر درگاه کوه می گریمدر آستانه دریا و علف به جستج...

‌به جستجوی توبر درگاهِ کوه می گریمدر آستانه دریا و علفبه جست...

به جستجوی توبر درگاهِ کوه می گریمدر آستانه دریا و علفبه جستج...

به جست و جوی توبر درگاه ِ کوه میگریمدر آستانه دریا و علفبه ج...

به جست و جوی توبر درگاه کوی تو می گریم،در آستانه دریا و علفب...

‌به جستجوی توبر درگاهِ کوه می گریمدر آستانه دریا و علفبه جست...

" مرثیه "از : احمد شاملو د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط