آن یار که عهد دوستداری بشکست
آن یار که عهد دوستداری بشکست
می رفت و منش گرفته دامن در دست
می گفت دگر باره به خوابم بینی
پنداشت که بعد ازو مرا خوابی هست
می رفت و منش گرفته دامن در دست
می گفت دگر باره به خوابم بینی
پنداشت که بعد ازو مرا خوابی هست
- ۱.۱k
- ۰۱ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط