تنفر قبل از عشقپارت

《تنفر قبل از عشق》پارت ۵
نکته:داخل رمان امروز شنبه هس و داخل آلمان شنبه روز تعطیله
آنیا:صبح بخیر
لوید و یور صبح بخیر
آنیا:مامان یه دقیقه میای؟
یور:اومدم
آنیا در گوش یور
آنیا:مامان من دارم با پسردوم امروز میرم بیرون
یور:چیییییییییییییییی؟وای آنیا دارین میرین سر قرار؟
آنیا:وای سر قرار؟معلومه که نه پسردوم منو فردا به مهمونی دعوت کرده
یور:بسیار خب الان از من چی میخوای؟
آنیا:نزار بابا بفهمه بعدا براش توضیح میدم.
یور رفت پیش لوید
یور:ااااممممم لوید کی میری بیمارستان؟
لوید:همین الان داشتم میرفتم
و بعد رفت
یور:بفرماااااا اینم از این خیلی خب آنیا بیا حسابی بهت برسیم هر چی نباشه داری با پسر ملیندا میری سر قرار
آنیا:گفتم که قرار نیست
و یعد یور موهای آنیا رو از دو طرف گیس کرد و یه آرایش ریز براش زد و یه لباس قرمز و سیاه که برای خودش بود برای آنیا آورد
جزئیات لباس:لباس تا سرشونه های آنیا بود و شبیه لباس دوره رنسانس بود و دامنش هم تا بالای زانوی آنیا بود و آستین های بلند داشت
آنیا:ااااا مامان بخودا عروسیم نیست منو اینطوری کردی فقط دارم میرم بیرون اصلا چرا انقدر رسمیه بعدا چرا انقدر دامنش کوتاهه اصلا برای چی منو آرایش کردی آخه؟
یور:سوال اضافی نپرس
یور و آنیا داشتن باهم دیگه بحث میکردن که یدفعه دامیان زنگ خونه رو زد
آنیا:وای پسر دوم اومد...خدافظ مامان
و بعد رفت پایین
و....


پایان پارت ۵
دیدگاه ها (۹)

عکس رمان رو کشیدممممممممم گیلیلیلیلییییییییییی

《تنفر قبل از عشق》پارت ۶موقعیت:آنیا روبه روی دامیان واستادهآن...

واییییی بیخیال بازممنو این همه خوسبختی محاله محالههههههههههه...

وییییییی پستم رفته تو اکسپلوررررررررررااااا اشک ذوق

spy×family فصل •2• پارت•2•همه میرن سر کلاس تا زنگ آخر انیا و...

الان چکار میکنه؟p2:و انیا به لوید گیر داده بود که میخواد بیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط