منم زخمی ترین عاشق ، تویی تنها پرستارم

منم زخمی ترین عاشق ، تویی تنها پرستارم

به شوق با تو بودن ها تمام عمر بیمارم

برای عشق شیرینت بریدم از همه عالم

به جز تو از همه وابستگی ها سخت بیزارم

سراپا شور وخواهش می شوم وقتی که می بینم

تب تند نگاهت را به وقت وگاه دیدارم

شکوه هیبت اسطوره های قرن پیشینی

ومن آن عکس افسرده که گاهی روی دیوارم

از این بیگانه بودن ها رهایم کن که می دانم

تو هم عاشق ترینی و نداری قصد آزارم

کنارم باش و دنیا را به خوابی خوش تو دعوت کن

حسادت می کند خورشید هم ، وقتی تو را دارم
دیدگاه ها (۱)

نشستیم و قسم خوردیم رو در رو به جانِ هماگرچه زهر می ریزیم تو...

خودم را بعد تو ، با گریه هایم می سرایم دلم را بعد از این با ...

خسته ام ، از این سرای بی محبت میرومکوله بارم بسته و من سوی ...

دل گفت خریدار گل روی تو باشم دلبسته ی آن رشته ی گیسوی تو باش...

سناریو توکیو ریونجرز

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط