رود می نالد

رود می نالد
جغد میخواند
غم بیامیخته با رنگ غروب
می تراود ز لبم قصه سرد
دلم افسرده در این تنگ غروب
دیدگاه ها (۱۳)

اینو تقدیم میکنم به مستوره و تمام دوستای گلی که بهم سرزدن و ...

♥♥♥

روزی گیرم شنبه عاشق شد آدم و پیغامی به حوا: دوستت دارم

دچار باید بود...

غم در چهره‌ی این نقاشی، نه یک پایان، که سکوتی است که در آن، ...

گاهی که نیستی، دلم تنگ می شودالوان دلخوشی، یکسره بی رنگ می ش...

part:8زمان 7:00شب خانه ات وبرادرش صدای زنگ گوشی اومد و ات رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط