"رفتن" !
"رفتن" !
رفتن که بهانه نمیخواهد ،
یک چمدان میخواهد از دلخوریهای تلنبار شده و گاهی حتی دلخوشیهای انکار شده ...
رفتن که بهانه نمیخواهد وقتی نخواهی بمانی ، با چمدان که هیچ بی چمدان هم میروی !
"ماندن" !
ماندن اما بهانه می خواهد ،
دستی گرم، نگاهی مهربان، دروغهای دوست داشتنی،
دوستت دارمهایی که می شنوی اما باور نمی کنی،
یک فنجان چای، بوی عود، یک آهنگ مشترک، خاطرات تلخ و شیرین ...
وقتی بخواهی بمانی ،
حتی اگر چمدانت پر از دلخوری باشد خالی اش می کنی و باز هم میمانی .
رفتن که بهانه نمیخواهد ،
یک چمدان میخواهد از دلخوریهای تلنبار شده و گاهی حتی دلخوشیهای انکار شده ...
رفتن که بهانه نمیخواهد وقتی نخواهی بمانی ، با چمدان که هیچ بی چمدان هم میروی !
"ماندن" !
ماندن اما بهانه می خواهد ،
دستی گرم، نگاهی مهربان، دروغهای دوست داشتنی،
دوستت دارمهایی که می شنوی اما باور نمی کنی،
یک فنجان چای، بوی عود، یک آهنگ مشترک، خاطرات تلخ و شیرین ...
وقتی بخواهی بمانی ،
حتی اگر چمدانت پر از دلخوری باشد خالی اش می کنی و باز هم میمانی .
- ۱.۳k
- ۰۵ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط