"رفتن" !

"رفتن" !

رفتن که بهانه نمیخواهد ،
یک چمدان میخواهد از دلخوریهای تلنبار شده و گاهی حتی دلخوشیهای انکار شده ...
رفتن که بهانه نمیخواهد وقتی نخواهی بمانی ، با چمدان که هیچ بی چمدان هم میروی !

"ماندن" !

ماندن اما بهانه می خواهد ،
دستی گرم، نگاهی مهربان، دروغهای دوست داشتنی،
دوستت دارمهایی که می شنوی اما باور نمی کنی،
یک فنجان چای، بوی عود، یک آهنگ مشترک، خاطرات تلخ و شیرین ...

وقتی بخواهی بمانی ،
حتی اگر چمدانت پر از دلخوری باشد خالی اش می کنی و باز هم میمانی .
دیدگاه ها (۱)

فاصله یک لبخند تا جنون

"رفتن" !رفتن که بهانه نمیخواهد ،یک چمدان میخواهد از دلخوریها...

رفتن که بهانه نمیخواهد ،یک چمدان میخواهد از دلخوریهای تلنبار...

"رفتن" ! رفتن که بهانه نمیخواهد ، یک چمدان میخواه...

رفتن که بهانه نميخواهد ،يک چمدان ميخواهد از دلخوريهاى تلنبار...

"رفتن" !رفتن که بهانه نمیخواهد ،یک چمدان میخواهد از دلخوریها...

( فروغ فرخزاد)"رفتن" !رفتن که بهانه نمیخواهد ،یک چمدان میخوا...

سهراب سپهری چه زیبا میگوید:"رفتن" !رفتن که بهانه نمیخواهد ،ی...

( فروغ فرخزاد)"رفتن" !رفتن که بهانه نمیخواهد ،یک چمدان میخوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط