منت خدای را که دل بیقرار ما

منت خدای را که دل بیقرار ما

از خود گذشت وراه بمیخانه باز کرد

راهد مگو که مذهب میخوارگان جداست

بر رفتگان می زده ساقی نماز کرد .
دیدگاه ها (۱۵)

توووووووووووووووووووووووووووچه هستی .لحظه لحظه چشمان مرا میگ...

لبخند سکوت همه مرا به جاودانگی میبرد کفش های من از لفظ شبنم ...

هر زمانی .شمیم عطری پیچید دانستم طوووووووووووووووووووووووووئ...

A beautiful poemRead and take it Pillowed and hushed on the...

امروز روز منه... روزِ دختری که بارها شکست، اما خم نشد. روزِ ...

ناپلئون گمشده(فصل اول)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط