چه صدائیست که پیچیده در این جنگل مرگ

چه صدائیست که پیچیده در این جنگل مرگ
چه کسی تیشه بر این شاخه ی افتاده زمین می کوبد؟
این تبر مال تو نیست؟
دستها آن تو نیست ؟
تو چه محکم و چه کاری و چه با عشق و علاقه!
به من شاخه ی افتاده ی خشکیده تبر می کوبی!
آی آرام بزن می شکند عمق سکوت
وای آرام بزن تا نکنم آه تو را!
جمع کن هر چه شکستی دل من هیزم خوبی شد!
آتشی بردل من زن که ببینی:
عشق هم می سوزد!
خوب هم می سوزد ...
دیدگاه ها (۱)

گاهی “دوست داشتن” پنهان بماند قشنگ تر است دوست داشتن را باید...

كوك كن ساعتِ خویش !اعتباری به خروسِ سحری، نیست دگردیر خوابید...

کالباس خانگیمواد لازم:گوشت مرغ بدون استخوان:۱کیلو(میتوان از ...

"ﺁﻫﻨﮓ" ﺯﻧﺪﮔﻴﺖ ﺭﺍ،ﺧﻮﺩﺕ ﻣﯽ ﻧﻮﺍﺯﯼ !...ﺑﻪ ﺯﻭﺩﯼ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﻓﻬﻤﻴﺪ،ﻣﻬﻢ ﻧ...

گاهی آدم آن‌قدر خسته می‌شود که دیگر حتی اشک هم برایش نمی‌مان...

ای ماهِ در خون تپیده، ای ستونِ خیمه‌ی جان‌های بی‌قرار...کجای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط