هرزهخانهارباب

#هرزه_خانه_ارباب
part: 23

جیمین: این موقع کله سحر کدوم پدصگیه؟
*صدای دررر
جیمین: اومدممممم حالا درو نکن
ات: صبر کن
جیمین: چیه؟
ات: اینجور میخوای بری دمه در
جیمین: مگه چشه؟
ات: همینطور لخت ها لخت؟؟
جیمین: عه😂 خب خودت برو پس 🗿
ات: اومدم

ات: عه اجوما بفرما تو
اجوما: گایو برو داخل
ات: هن؟ بفر.. ماید..

ات: جیمین لطفا لباستو بپوش مهمون داریم
جیمین:*از تو اشپز خونه *کیههه
ات: اجوما و گایو
جیمین: باشه

(نشستن رو مبل )
اجوما: ات دخنتر جون تو هنوز لباستو عوض نکردی هن؟ شما کی بیدار شدین 😂
گایو:*خنده پوزخندی
ات:*چشم غره ب گایو *اره اجوما دیشب بیدار بودیم الانم تازه بیدار شدیم
گایو:*پوزخندش ب اخمو ناراحتی تبدیل شد و بلند گف:
دختره هرزه تو حق نداری با نامزد من بخابی تو ب چه حقی اصن تو این خونه ایییی

ات: چی گفتی؟ نامزد؟.. هه اگه فکردی نامزد کردی و میخوای ازدواج کنی و زندگی عالی داشته باشی سخت در اشتباهی کسی ک قراره اضافه باشه تو این خونه توعی ن من
اجوما: دخترا بسه
جیمین: گایو فک نمیکنی زیاده روی میکنی
پس صداتو بالا نبر *با صدای اروم ولی ترس ناک گف

اجوما:بچه ها بسه . من اصن برا کار دیگه ای اومدم بودم.


تموم شود هعی انشالله پارت بعد 😂😂
دیدگاه ها (۰)

#هرزه_خانه_ارباب part: 24اجوما: ببینید امروز اومدم اینجا سرو...

#هرزه_خانه_ارباب part: 25 اخرین پارت:))))) ات: بلاخره رفتیم ...

#هرزه_خانه_اربابpart: 22ات: عام چیزی شدع؟ جیمین: ادم میتونه ...

p37پرش به فردا ات ویو از خواب بلند شدم بغل کوک بودم نگاه به ...

پارت پنج:زندان ارباب جئونجونگکوک: تا حالا اینجا ندیدمت جاسوس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط