#ســـلام صبح بخیر دوسـتان عزیز و مهربونم

#ســـلام صبح بخیر دوسـتان عزیز و مهربونم
#میخواستم بگم که #‌آقا فواد مدتیه منو خیلی تهدید میکنه #میخواد با آبروی من بازی کنه #گفته که،نباید با پوریا باشم با اینکه من دوروزه که خبردار شدم با یکی از دخترای ویس دوست شده مبارکش باشه امیدوارم خوشبخت بشه #ولی چرا دست ازسرم برنمیداره،خدا میدونه #منم بخاطر اینکه فواد و کاملا میشناسم و میدنم که چه حیونیه پس رابطمه با پوریا بهم زدم تا حد اقل اینجا پوریا لطمه،نبینه چون پوریا اصلا حقش نیست اون واقعا پسر خوبیه و #امیدوارم که منو ببخشه چون من واقعا دوسش داشتم ولی #چکار کنم که فــــواد نامرد و هرکاری ازش بر میاد تا منو خراب کنه خدا ازش نگذره،😔 😔 😔 😔 😔 😔 😔 😔 😔 💔
دیدگاه ها (۴۱)

سلام...خواهر و برادران گرامی اومدم خدمتتون تا از همتون طلب ح...

داستان تکان دهنده قسمت آخرعشق بی فرجاماون روز پیاده برگشتم ف...

pov: ( اخ جوون دعوااا..), کریس : × الان چرا داری سر من خالی ...

{{خاطرات جهنمی پارت 5}}

چرخُ فلک p3

# دلهره part 102نامجون مشتشو محکم تر فشار داد و نفس عمیقی کش...

فیک وقتی دخترشی ولی همیشه بین تو و برادرت فرق میذاشت

#عشق_ارباببه نام خدا پارت۳:همینطور گریه میکردمهیچی نمیفهمیدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط