ادامه پارت دهم

ادامه پارت دهم
چاعان با خنده : باشه نگران نباش به سمت تو برگشتم
( رعد و برق بیشتر میشه لیا تو خودش میپیچه چاعان میبینع که لیا داره میلرزه اولش خجالت میکشه ولی بعدش کمر لیا رو میگیره میکشه سمت خودش...و از پشت بغلش میکنه )
چاعان : دیگه مزاحم نشو بخواب
لیا لپاش سرخ میشه
لیا : به گردنم نزدیکی ها
چاعان : نترس خون تو خوشمزه نیس نمیخوام
دیدگاه ها (۸)

پارت دهملیا و چاعان وارد جنگل تاریک میشنلیا : خب چیزی نیس بی...

part17🦋&ناراحت؟-اره &چطوری یعنی- عین افسرده هایی مثل قبل نه ...

سناریو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط