پارت

پارت 6
ویو تهیونگ
بعد تمرین همه باهم رفتیم خونه انقدر خسته بودم که رفتم توی تخت خواستم بخوابم نشد








نیم ساعت بعد

اوفففففف پاشدم نشستم همش ذهنم درگیره درختره بود نه باید بخوابم فردا باید ساعت 7بریم کمپانی
ویو سانا فردا ساعت 6
روژان. ساناااااااا
سانا. وای یاخدا چی شده
روژان. پاشو بیا صبحانه بخور
سانا. باشششششش
پاشدم یه نگاه به خودم انداختم شبیه گراز شده بودم رفتم غذا خوردم بعد با روژان پاشدیم رفتیم کمپانی

ویو سانا به کمپانی
وای امروز اولین روزمه یعنی اودیشن مرحله 3 که حضوریه
رفتم اتاق پورو یه لباس باز پوشیدم چون اودیشن دنسم انعطافی بود روژانم یه لباس تقریبا مثل من پوشده بود اونم اودیشنش مثه من بود
داشتیم میرفتیم سمت اتاق ادیشن روژان گفت میره اب میگیره داشتمی میرفتم سمت سالن که خوردم به یه نفر سرمو بالا گرفتم وایییی تهیونگ
ته. مشتاق دیدار منحرف
سانا. یاااا دست از سرم بر نمیداری
ته. این چه ترز برخورد با عضو گروهیه که جونتو براش میدی
سانا. جونمو به اونا میدم ولی به تونه
ته. ایگو حوصلتو ندارم بای خانم منحرف
سانا. یاااا عوضی
یااااا
اوففففف اروم باش باید اودیشن بدی روژان اومد چیزی بهش نگفتم
رفتم سالن که.....
یکم کم شد ولی امشب شاید پارت بعدو بزارم لایک بکنید
دیدگاه ها (۲)

اسلاید2 لباس روژان اسلاید 3 سانا

پارت 7 که دیدم تهیونگ جزو داوراس پرام ریخته بود نگام کرد یه ...

اهنگ قفلیم 🤤

تولدت مبارک بانی قشنگموننننن❤

عشق دو طرفه پارت ۱۴

ویو ا.تبا صدای مزخرف آلارمم از خواب هفت پادشاه بیدار شدم+اَه...

مافیای شیرین من[p12]

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط