پارت ۴

پارت ۴
۳ روز بعد_ساعت ۸ و ۲۶ دقیقه شب_تهیونگ:
۳ روز از رفتن جونگکوک گذشته بود و اون زده بود زیر قولش و هروقت بهش زنگ میزدم گوشیش خاموش بود.دیگه امشب صبرم تموم شد،یه تاکسی گرفتم و به سمت اداره ی جونگکوک رفتم.تا وارد شدم همه ی نگاه ها افتاد روم.حقم داشتن.فقط یه شومیز صورتی پوشیده بددم که از سر شونه هام افتاده بود و موهامم که بلوند بود و لبامم بخاطر بالم لبم بشدت صورتی بود.تا خواستم وارد اتاق جونگکوک بشم که یکی از سربازا جلومو گرفت و گفت:
-:ببخشید ولی شما نمیتونید وارد شید رئیس اجازه نداده
جونگکوک انگشت اشاره اش رو اورد و گفت:
تهیونگ:برو به اون رئیستون بگو اقای کیم اومده و اگه نزاری وارد شه،همینجا لخت میشه،زودباش
سرباط با ناجاری رفت در زد و داخل شد و همین جمله رو به جونگکوک گفت و جونگکوک با اخم و پوزخند گفت:
جونگکوک:بزار بیاد داخل
دیدگاه ها (۰)

My Fucking life/part:3🍾پرش زمانی به روز کنسرت...😭✌️ات ویو:صب...

گس لایتر/ پارت ۸۵

Mine ✨Part:10در سکوت صبحانه میخوردند کسی چیزی نمیگفتبرای رای...

عشق تصادفی 💓 پارت 7

خوشگل ترین دختر مدرسه پارت 1

پارت 36:راشل ویو :استفان خواست جلومو بگیره خیلی کلافه شدم و ...

{نفرت در برابر عشقی که بهت دارم }پارت 11{{صبح روز بعد }}با س...

تهکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط