گوشِ عاشق تَشَرِ یار شنیدن بلد است

گوشِ عاشق تَشَرِ یار شنیدن بلد است
مرغِ طوفان دلِ امواج پریدن بلد است !

گاه در عُمقِ سُکوتَست جهانی معنا !
ورنه هر بی خِرَدی داد کشیدن بلد است

وای گر خسته شود مرد زِ نامردیها
برسد آخرِ خط ؛ زهر چشیدن بلد است

هُنر آنست که بی درد بریزی اشکی !
ورنه هر غمزده ای اشک چکیدن بلد است

رامِ لیلای سیه چُرده شد از در به دری !
ورنه مجنونِ سیه بخت رمیدن بلد است

چشم بر صورتِ گُلچهره بِبندی مَردی
ورنه بر چهرهِ گُل ؛ زاغ چریدن بلد است

هر چه خوبانِ جهان ناز گِران عرضه کنند
دلِ حسرت کِشِ من ناز خریدن بلد است

چون زلیخا بِدَری جامهِ یوسف زیباست
ورنه هر بی صفتی جامه دریدن بلد است

طفل ِاحساسِ من از روزِ ازل بی استاد
غزل از سینه ات ای عشق مکیدن بلد است
دیدگاه ها (۱)

شانه بالا کردنت را دوست دارم عشق مننازِ آن خندیدنت را دوست د...

ﺷﮑﺴﺘﻢ ﺗﻮﺑﻪ ﺍﻡ ﺳﺎﻗﯽ، ﺗﻮ ﻫﻢ بشکن ﺳﺮ ﺧُﻢ ﺭﺍﺑﺰﻥ ﺳﻨﮕﯽ ﺑﺠﺎﻡ ﻣﯽ ﮐﻪ ...

تو آخر احساسی و سرچشمه خوبیمن ساده دلی اهل خراسان جنوبیتو نا...

اگر چشمت شب یلداست،من درگیر پاییزمکه هر شب پشت یک شیشه، برای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط