زین گونه‌ام که در غم غربت شکیب نیست

زین گونه‌ام که در غم غربت شکیب نیست
گر سر کنم شکایت هجران غریب نیست
جانم بگیر و صحبت جانانه‌ام ببخش
کز جان شکیب هست و ز جانان شکیب نیست
گم گشته‌ی دیار محبت کجا رود؟
نام حبیب هست و نشان حبیب نیست
عاشق منم که یار به حالم نظر نکرد
ای خواجه درد هست و لیکن طبیب نیست
در کار عشق او که جهانیش مدعی است
این شکر چون کنیم که ما را رقیب نیست
جانا نصاب حسن تو حد کمال یافت
وین بخت بین که از تو هنوزم نصیب نیست
گلبانگ سایه گوش کن ای سرو خوش خرام
کاین سوز دل به نـاله‌ی هر عندلیب نیست
دیدگاه ها (۲)

زین گونه ام که در غم غربت شکیب نیست گر سر کنم حکایت هجران غر...

زین گونه‌ام که در غم غربت شکیب نیستگر سر کنم شکایتِ هجران، غ...

زین گونه‌ام که در غم غربت شکیب نیست گر سر کنم شکایت هجران غر...

ین گونه ام که در غم غربت شکیب نیستگر سر کنم شکایت هجران غریب...

عاشقانه های پاکزین گونه ام که در غم غربت شکیب نیستگر سر کنم ...

زین گونه ام که در غم غربت شکیب نیستگر سر کنم شکایت هجران غری...

زین گونه‌ام که در غم غربت شکیب نیستگر سر کنم شکایت هجران غری...

زینگونه ام که در غم غربت شکیب نیست گر سر کنم شکایت هجران غری...

اللهم عجل لولیک الفرج 🤲گمگشته ی دیار محبت کجا رود؟زینگونه ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط