بس که در جان نزار و چشم بیدارم تویی..

بس که در جان نزار و چشم بیدارم تویی..

هــر که پیدا می شود از دور پندارم تویی..
دیدگاه ها (۴)

قصه عاشقیِ من به خدایک جمله است ..باختــــــم ثانیه ای دین و...

از شـــــهر تــو رفتـــــــــیم... تــو را ســـیر ندیدیـــــ...

نه نیازیست به میخانه، نه پیمانه، نه مِـی...مستِ بوسـیدنِ چـش...

رج به رج هر بیت را از روی چشمت ساختم....شعرهایم دستباف مهربا...

صدا رو زیاد کن چشمهایت رو ببند و گوش کن

کجا بهتر از این کاپل پیدا می کنی؟اسم سریال: نوش جان اعلاحضرت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط