من درین میدان سواری کرده‌ام تا لاجرم

من درین میدان سواری کرده‌ام تا لاجرم
کرده‌ام دل همچو گوی اندر خم چوگان عشق
دیدگاه ها (۱)

اول خدا قضا و قَدَر را درست کرد دریا و دشت و کوه و کمر را در...

در خم چوگان زلف دلبران انداخت دل هر که با خوبان سواری کرد در...

گوی فلک در خم چوگان تو باد

ای آتش سودای تو دود از جهان انگیختهصد سیل خونین عشق تو از چش...

هر چه گفتم جملگی از عشق خاستجز حدیثِ عشق گفتن دل نخواستحشمتِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط