رنجمهایم پیوندِ عمیقی با دلهرهایت داشت؛
رنجمهایم پیوندِ عمیقی با دلهرهایت داشت؛
و من راستش رویِ کتونی هایم دیگر به زور ایستاده بودم،
دریا را میبنی، موج میزَنَد روی پایَم و نسیمش صورتم را نوازش میکند
که بگوید مرا میفهمد؛
دریا را میبینی؛ حال ندار هم که باشد "سکوت میکند"
دریا را میبینی دردش را پنهان میکند
دریا را میبینی؛ دریایِ همه چیز تمام را
_ نه ،،،،
چشم ما پنجره کم دارد....
و من راستش رویِ کتونی هایم دیگر به زور ایستاده بودم،
دریا را میبنی، موج میزَنَد روی پایَم و نسیمش صورتم را نوازش میکند
که بگوید مرا میفهمد؛
دریا را میبینی؛ حال ندار هم که باشد "سکوت میکند"
دریا را میبینی دردش را پنهان میکند
دریا را میبینی؛ دریایِ همه چیز تمام را
_ نه ،،،،
چشم ما پنجره کم دارد....
- ۳۶۴
- ۲۸ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط